آخرین روز از سفر یک هفته ای ، فرودگاه Quebec City

کبکیها آدمهای آرومی هستن ،اکثرا بینیهای شکسته فرانسوی دارن و  لاغر اندامن .آدمهای سوپر چاق به شیوه  آمریکاییها  خیلی کم اینجا  دیده میشه . شاید بخاطر وعده های کوچک غذاییشنونه شاید هم پیاده رویهای روزانه . کبک روی یک تپه ساخته شده .مسیر 15 دقیقه ای ما تا منطقه توریستی از چند تا سرازیری بزرگ میگذشت و کلی تپه  پیمایی.  مردهای کبکی پشت   موهاشون رو مثل مردهای آمریکایی کوتاه نمیکننن  و مدل نمیدن و موهاشن یکسره بلند میشه .پیرمردهای مو خاکستری خیلی فرتوت که  غروب ها روی نیمکتهای جلوی کلیسا می نشستن آدم رو یاد پارک خیابون بهار خودمون مینداخت. جلوی کلیسای محلی یک پیانوی ثابت به زمین چسبیده بود و هر رهگذری بخاطر دلش مینشست و چیزی می نواخت . بقیه گوش میدادن گاهی هم کسی با گیتار همراهیش میکرد و شبها روی پیانو رو با پارچه و پلاستیک ضخیم میپوشوندن. یعنی زمستونها هم اونجا بودو اگر بود چطوری برف  و سرمای زمستانهای کبک رو تحمل میکرد؟ تین ایجرها مثل جاهای دیگه دنیا با لباسهای متفاوت و بدن تاتو شده  دیده میشدن اما بسیار آروم تر و کم سر وصدا تر از آمریکا و حتی تورنتو. 

کبکیها  کلا ساکت هستن. فروشگاهها و جاهای عمومی مثل آمریکا موزیک  پخش نمیشه و اگر میشه آرومه. مردم با هیجان و بلند حرف نمیزنن و نمیخندن و این اولین چیزیه که برای ما  که از آمریکای شلوغ اومده بودیم  احساس میشد :کمبود هیجان و شور زندگی .پسرک معتقده علت  اصلی این تفاوت  وضیعت اقصادی دو کشور هست.   اینجا مردم از نظر نیازهای اولیه شون تامین هستن و جایی که نگرانی و نا امنی کمه با همون اندازه هیجان مثبت هم کمه. مردم کبک  حتی از تورنتوییها هم آروم ترن. بنظر من آب و هوا هم موثره و البته تا حدی تاثیرات فرهنگ اروپایی که عمیق تر از آمریکاییها هستن. در واقعا بنظر من بیشتر کشورها عمیق تر از آمریکایی ها هستن. و مردمی که عمیق ترن طبیعتا تا حدی غمگین ترن.

زبان اصلی 98% از مردم کبک فرانسوی هست. فروشنده ها و کسانی که با مردم سر و کار دارن  مهربون و متواضعن در حد نیاز انگلیسی بلدن و خیلی خوشحال میشن از اینکه موقعیتی برای تمرین زبان پیش اومده.

اینجا سایز همه چیز کوچکتره از سایز آدمها و  سگها که بیشتر از نژاد ها ی کوچک هستن تا وعده غذایی رستورنها. بر خلاف آمریکا که توی هر کوچه پس کوچه ای بغل تا بغل رستوران دیده میشه اینجا جز قسمت توریستی شهر از این خبرها نیست و این بسیار تعجب آور بود.

طبیعت کبک قشنگه اما نه به قشنگی ویرجینیا. قسمت توریستی یا کبک قدیمی مجموعه  وسیع و پیچیده ای از  کوچه های سنگفرش شده پیچ در پیچه . دو طرف کوچه ها پر از رستورانهای خیابونی و بار و مغازه های قدیمیه و خونه هایی که از پنجر ه هاشون گلدونهای گل آویزن کردن . بیشتر ساختمونهای قدیمی و موزه ها و هم در  همین منطقه واقع شده.

وقتی برای اولین بار با اتوبوس از محدوده داون تاون خارج شدیم با دیدن خیابونهای وسیع و مناظر سبز  ذوق زده شدیم و وقتی وارد مال شدیم ، بعد از چندروز دیدن همون مغازه ها و فروشگاهای وسیع و آشنا فهمیدم که زندگی توی داون تاون رو فقط برای مدت کوتاهی میتونم تحمل کنم هرچند که زیبا و اصیل باشه.

بعدا عکس میگذارم.

/ 1 نظر / 5 بازدید
پرژين

مهم اينه كه ادم دلش خوش باشه.هر جا كه هستى اميدوارم دلت خوش باشه