یکشنبه پر از کار

صبح یکشنبه ست. روی کاناپه نشستم و روبروم  جعبه های کوچک و بزرگ رو یهم انبار شدن و من به حجم کارهایی که باید انجام بدم فکر میکنم و اینکه از کجا شروع کنم؟

یک نامه مهم که باید پست بشه. یک تلفن مهم که باید زده بشه. کابینتهای خالی آشپزخونه و ماکرو ویو که باید تمیز بشن. اگر وقت کنیم پر کردن جای میخ روی دیوارها ما خمیر مخصوص. دیگه؟ فکر کنم برای امروز همین کافی باشه.

 جمعه  Elijah از خونه با خودش چاقو آورده بود ه و داشته توی کافه تریا به بچه ها نشون میداده . Elijah رو suspendکردن یعنی بطور موقت اجازه نداره بیاد مدرسه. من در هفته 12 ساعت با ایلایجا کار میکنم و با اینکه دوستش دارم اما  ته دلم با بیرحمی خوشحالم که نمیاد .  الیجا پردردسرترین بچه ای هست که تابحال داشتم یا شاید پر دردسرترین بچه درکل مدرسه. ایلایجا  همون بچه ای که  تا بحال دوبار آیفون من  و همه شکلاتهام رو از توی کشوم دزیده. و من رو ناچار کرده که اتاق رو برای 5 دقیقه هم ترک میکنم در رو  پشت سرم قفل کنم.  واقعا نمیدونم چقدر میهفمه که داره چکار میکنه . جای الایجا  بخاطر مشکلاتی که داره توی این مدرسه نیست ولی به کمک وکیل و ... اینجا مونده.

دیگه اینکه با ماشین پسرک رانندگی میکردم که باز فرمون  لرزید و ترمز سفت شد. ولی به محض اینکه رسیدم به تعمیرگاه حال ماشین خوب شد . با مرد تعمیر کار یک عالمه رانندگی کردیم توی بزرگراه با سرعت بالا ولی فرمون اصلا نلرزید و ترمز سفت نشد. عجب ماشین بدجنیسیه . مرد تعمیرکار به هرحال برای دلخوشی من یک نگاهی به ماشین انداخت . مرد تعمیرکار خونه اش از محل کارش خیلی دوره 2 ساعت طول میکشه که برسه. از شنیدنش احساس خوشبختی کردم من بیشتر از یک ساعت توی راه نیستم.

راستی پسرک از  وقتی میره تراپی داره تغییر میکنه . من هیچوقت ازش در مورد تراپی نمیپرسم فکر میکنم اگر بخواد خودش تعریف میکنه. همینطور از روابطش هم نمیپرسم چون باز فکر میکنم اگر خودش بخواد تعریف میکنه.

فعلا همین.برم به کارهام برسم.

روز خوبی داشته باشیم.

/ 2 نظر / 19 بازدید
ریحانه

این الیجا چند سالشه؟

پرژين

پس تو همه دنيا روابط جواب ميده