گاهی مثل الان دوست دارم خودم رو توی تخیلاتم غرق کنم و محیط امن و گرمی رو که نیست بسازم و بپرم وسطش. بوهای امن آدمهای امن و آشنا. شاید آدم تنها موجودیه که میتونه که رویا پردازی کنه. دوست دارم مامان پشت چرخ خیاطی بشینه و خیاطی کنه. رادیو روشن باشه و من در سکوت نگاهش کنم. میتونم چشمهام رو ببندم و همه این جزیات رو خلق کنم عالی نیست؟ چرا ما اینهمه گذشته ها رو دوست داریم؟

دکتر رفتم گفت آنتی بیوتیک لازم نیست ولی این مریضی داره زیادی طولانی میشه. و من وقتی که مریضم از همیشه نازک نارنجی تر میشم و بیشتر دلم مواظبت میخواد.

امروز یک نفر اومد تلویزیون رو دید گفت یک چیزیش سوخته باید سفارش بده بیارن گرون میشه اما هنوز از خریدن یک تلویزیون نو ارزون تره. امروز هم کلی بسته بندی کردم و بد تر از همه کلی مدرک سکن کردم و فرستادم با این سکنر قراضه. او راستی امروز مدرسه های دی سی بمناسبت Veteran's day تعطیل بود .

دیگه اینکه دلم تنگ شده برای روزهای گرم و طولانی تابستون و دلم تنگ شده برای خونه خواهرم توی تهران.

/ 2 نظر / 34 بازدید
ریحانه

احساس میکنم که خیلی این روزها دلتنگی. فکر میکنم بری خونه جدید خیلی بهتر میشه حسهات. خیلی سخته وقتی آدم کلی دچار تغییر شده و هیچکس کنارش نیست. اما درست میشه همه چیز.

پرژين

به نظرم دل ادم دنبال بهانه مى گرده كه تنگ بشه