با تنهایی چطورید؟

شما از تنها یی لذت میبرید؟ میتونید از نتهایی لذت ببرید؟
چند بار پیش اومده که هوس کردین جایی برین یا کاری وانجام بدین ولی بعلت پیدا نشدن "پا"ی مناسب چشم پوشی کرده و به تماشای تلویزیون اکتفا کردید؟
یکی از خصوصیاتی که ما رو از غربیهامتمایز میکنه جمع گرا بودن افراطی ماست.انسا ن موجود اجماعیست و جمعگرایی یک خصوصیت طبیعی است تا جایی که به قیمت قربانی کردن خواسته های فردی تموم نشه واصولا خواسته فردی باقی بمونه. ما همیشه دنبال کسی هستیم، ا نگار برای لذت بردن از زندگی همیشه همراهی لازمه.
این دنباله روی از جمع در رفتارهی سیاسی واجتماعی و حتی فرایند فکر کردن ما ایرانیها هم بخوبی دیده میشه.
هروقت توی پارک زن جوانی رامیبینم که تنهایی اومده پیک نیک ،. سبد غذاشو آورده روی یک زیر انداز زیر آفتاب دراز کشیده و کتاب میخونه (حتما خیلی هم بهش خوش میگذره) فورا به ذهنم میاد که چند درصد از زنهای ایرانی ممکنه اینکارو بکنند؟.این یعنی نهایت صلح با خویشتن .و اهمیت ندادن به قضاوت احتمالی دیگران .
یادمه اولین باری که تنهایی رفتم سینما ( فیلم شیکاگو بود) چقدر معذب بودم. دوست داشتم اون فیلم رو ببینم وهمه دوستام یا دیده بودن یا خلاصه برنامشون جور نبود. توی سالن بطرز احمقانه ای فکر میکردم همه بهم نگا ه میکنن،خنده داره نه؟..
فکر میکنید این اختلاف ما وغربیها از کجا سرچشمه میگیره؟

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

ترانه عزيز از بيماريت تازه باخبر شدم، اميدوارم تا الان خوب شده باشي. من هم بيمارم اما ايندفعه كاملا رواني تا مدتي قبل فشارهاي رواني توي جسمم خودش رو نشون ميداد اما الان بي واسطه عرياني خودش رو داره تو وجودم به نمايش ميذاره

رها

اما تنهايي... تنهايي فيزيكي رو بارها تجربه كردم؛ سينما، پارك، كافي شاپ و... البته توي ايران لعنتي كه نه تنها احساس رشد يافته در خودم كارم رو تا حدي غير عادي جلوه ميده بلكه مردم هم بدتر از ناخودآگاهم بهم چشم غره ميرن. به نظرم منع ما ايراني ها از تنها بودن مشكله فرهنگيه. جوامع غربي اين مسائل براشون در طول تاريخ به خصوص در فرايند جنگهاي جهاني و در نتيجه نوعي احساس تمايل به درون، حل شده اما ما ايراني ها هنوز در قرون وسطاي تجربيات بشري هستيم. بارها و بارها حسرت تنهايي فيزيكي رو داشتم و بارها و بارها از اينكه تنها باشم ترسيدم و اين نشوندهنده نوعي تناقض دروني ناشي از سنت و مدرنيته است و البته شايد انسان هيچ وقت نتونه بدون ديگري زندگي كنه و اين براي من هولناكه

رها

نميدونم اگه به خدا يا نوعي انرژي ماورايي معتقدي برام دعا كن كه حالم خوب شه... اوضام خيلي بيريخته از يه طرف شرايط خانوادگيم و از طرفي شرايط زندگي مشتركم و از طرفه ديگه.... بگذريم شرايط خيلي سخت تري رو نسبت به گذشته تجربه ميكنه كه احساس تنهايي رو خيلي خيلي برام عميقتر و جدي تر ميكنه طوري كه هر آن ممكنه تصميمه احمقانه و نسنجيده اي بگيرم...

تنها در گورستان

سلام.مطلب جالبی نوشتید که در عين حال جای بحث داره.فکر کنم ما ايرانی ها زياد از حد به هم وابسته هستيم....

عسل

منم دقیقاٌ علتش واقعاً اینه که ما به کار بقیه بیشتره کار خودمون کار داریم و یه زنه تنها؟؟؟!؟!

ترانه /خودم

به رها: رهاجان عزیزم نگذار عنان کار از دستت خارج بشه. باور کن کسی نیست که بدادت برسه جز خودت .گاهی همه چیز چیز مثل یک کلاف سر درگم میشه.. بشین برای خودت همه چیز رو روی کاغذ بیار، و مسایل رو از هم تفکیک کن. ببین اولین چیزی که باید در موردش تصمیم بگیری چیه؟ پرونده اش رو ببند و کنار بگذار. نگذار مسایل نیمه تموم توی ذهنت رژه برند. دعا میکنم که حالت بهتر بشه و بهترین تصمیم رو بگیری. توهم برای من دعا کن.

ترانه/ خودم

به آفتاب گردون: چه خوبه که آدم خودش رو داشته باشه ، اینطوری هیچوقت تنها نیست. خوش به حال تو.

ترانه/خودم

به شهرام : شهرام جان چه نکته جالبی رو مطرح کردی.هیچوقت بهش فکر نکرده بودم. علت وابستگی ما به دیگران در واقع برمیگرده به عدم اعتماد بنفس وترس از تصمیمگیری فردی..یک فکر و ایده موقعی درسته که مورد قبول جمع باشه. این اعتماد بنفس از ماگرفته شده.... اونقدر برام جا لب بود که هنوز یادمه، اون اوایل که امده بودیم اینجا یکبار توی فروشگاه دیدم که یک مادر داره دو جور غذای مختلف آماده رو به بچش نشون میده وخیلی جدی میگه : فکر میکنی کدوم رو برای شام ترجیح میدی> باور کن که اون بچه حتی هنوز نمیتونست درست حرف بزنه یعنی زیر 3 سال بود...شاید یک جایی جدی گرفته نشدیم...

رها

موضوع جالبی رو مطرح کردی. شايد يه دليلش اينه که ما اصولن آدمای شادی نيستيم و تنهايی باعث ميشه بيشتر به سمت غم و غصه کشيده بشيم. در واقع شاد بودن رو با تنها بودن مغاير ميدونيم. خيلی دليلا رو ميشه در اين باره اورد. ممنونم که به فکر واداشتيم!

امين

سلام منظورم اين بود که بعضی مواقع تنهایی واقعا ازار دهنده میشه واین نباید به ضعف شخصیت یا اخلاق ادم ربط داده شود واز ان خجالت کشید.