تصمیم گیری

تعداد جعبه های توی هال هرروز زیاد تر میشه. صبح زود یک مرد قوی و یک مرد قد بلند از گودویل اومدن وسائل رو بردن. حالا دیگه میز نهارخوری نداریم روش غذا بخوریم. مبل و میز تحریر اتاق خواب رو هم دادم بردن..  یکجورایی سرگردون شدیم.

صبح از بانک Certifice check گرفتم برای دوشنبه . عصر رفتم دنبال میز نهارخوری اما چیزی پیدا نکردم. اونهایی که با دوام و  بدرد بخورن خیلی گرونن .

بعد از مدرسه  رایان با با بچه های دیگه بحثش شده بود. بچه ها من رو صدا کردن میگن :" رایان میگه ما آفریقای -آمریکایی نیستم . خانم "م"مگه ما  African-American نیستیم؟ رایان با جدیت و کمی عصبانی میگه:" من توی دی سی بدنیا اومدم من آمریکایی هستم آفریقایی نیستم. "  موندم که چی بگم. خب بچه راست میگه. توی امریکا بدنیا اومده پدر و ماردش توی آمریکا بدنیا اومدن. چرا بخاطر اجدادش باید چسبوندش به افریقا؟ اصلا کی اینجا اصالتا آمریکاییه؟ بهشون میگم. هردوش میتونه یکجورایی درست باشه .

فکر کردم یکی از تغییرات مهم بعد از جدایی اینه که آدم ناچهرا تصمیمهای بیشتری ببگیره و تنهایی تصمیم بگیره  و مثل هر کار دیگه ای بعد از مدتی یاد میگیره که راحت تر و سریعتر تصمیم بگیره. در واقع بعد از جدایی سیل تمصیمها و مسائلی که باید حل کرد بطرف آدم جاری میشه. مثل بازی فکریی که توی آیفونم داونلود کردم. اگر با سرعت تصمیم نگیری مسائل ریاضی رو حل نکنی آب بالاو بالاترمیاد تا غرق میشی. البته به اون ترسناکی نیست اصلا.

 

/ 2 نظر / 29 بازدید
پرژين

اون جمله اخر اميدوار كننده بود

کتایون

بهشون بگو هر کدوم از ما یه جایی به دنیا میاییم، یه جایی بزرگ میشیم. و ممکنه در آینده یه جای دیگه زندگی کنیم. ما اهل هر سه این مکانها هستیم