باز هم اسباب کشی

1-استفراغ فکری شندیدین؟من الان اونطوریم.از 10صبح تا حالا سر  این  assignemt  هستم و بالخره تموم شد هورااااااا.
2 -با توجه به کارهای قانونی گرین کارت و... باید
خیلی سریع تصمیم بگیرم ، سریع یعنی دوروزه. اگر بخوام 2 ماه دیگه برم باید اول نوامبر اطلاع بدم که میخوام خونه رو تخلیه کنم. و انتخاب دیگه اینه  تا پایان سال تحصیلی بمونم و بعد برم.... (البته هردوی این تصمیمگیریها با این پیش فرضه که تصمیم به رفتن گرفتم .)
3- بعد از ورود به آمریکا ، 4 ماهی طول میکشه که بهم اجازه کار بدن. ا گر صبر کنم تا سال تحصیلی تموم بشه کلی برنامه هام عقب می افتم ..اما از طرفی هم دلم هم نیخواد وسط سال تحصیلی پسرم رو دربدر کنم.

4-...بسته بندی وسایل ، اسباب کشی ، فروش خرت و پرتهای اضافی، کنسل کردن تلفن و کامپیوتر و تلویزیون و.... فروش ماشین و کارهای بانکی و .....

5- شما فکر میکنین من که تمام عمر یک روز هم سر کلاس درس ندادم با گذروندن این corse آنلاین میتوم توی یک مدرسه امریکایی معلم استثنایی بشم؟؟من نمیفهمم اینا چجوری میخوان منو استخدام کنن.

6-کدومش؟
- میرم با کسی زندگی کنم که احساسی بهش ندارم ، به امید پیدا کردن کاری که تجربه ازش ندارم بطرف کشوری که برام غریبه هست؟
یا
- میرم یکبار دیگه سعیم رو بکنم با کسی که یک موقعی دوستش داشتم خرابه ها رو بسازیم ، به امید پیدا کرن کاری که به زمینه قبلی کاریم نزدیکه وتوش احساس مفید بودن می کنم، بطرف کشورجدیدی که بهم فرصت تجربه های جدید میده؟
خیلی مسخره  است میبینین؟ همه چیز بستگی  به این داره که  چجوری نگاه کنیم، عجب موجود تحریفگریه این آدمیزاد. ......

/ 6 نظر / 6 بازدید
امیر مسعود

اول سلام و بازم مرسی و بعد اینکه مطمئن باش که موفق میشی ؛با اینکه شما رو ندیدم ولی چون من تخیلم قویه یه تصویر ازت توی ذهنم ساختم و این تصویر همیشه توی مغزم نماد خانمهای موفقی ست که باعث پیشرفت یه جمع مثل خانواده یا یک تیم میشه علاوه بر خودش و تو از نوشته هات و گستره ی تفکراتت مشخصه که چقدر بالغانه و با وسعت دید به مسائل نگاه میکنی .در ضمن خوش به حالت که میری آمریکا ؛ من یکی از بزرگترین آرزوهامه .نه به دلایل عام .چون اونجا به تخصص و خلاقیت اهمیت میدن توی هر زمینه ای که باشه و اگه بتونی کاری رو انجام بدی جا برای پیشرفتت زیاده .به هر حال موفق باشید ترانه عزیز (هر سه تون)

ونوس

عزیزم من اومدم چند تا پستتم خوندم ولی هنوز گیج میزنم باید از اول همه رو بخونم تا دستم بیاد چی به چیه اومدم که نگی بی معرفت بود

آنی

وای راست ميگی ترانه جونم .كار سختی تصميم گيريش ولی فكر كنم قبل از هر چيز اول بايد ظرفيت خودت توی شرايط مختلف بسنجی.فقط واقع بين باش. ميدونم كه ميتونی بهترين تصميم و بگيری

ژاندارک

بالاخره تصميمتو گرفتی! ای ول! ولی يه چيزی.... اينکه نيمه ی مثبت رو بعد از منفی نوشتی به نظرم نشون ميده که ته ذهنت يه جورايی عصبانيت يا توجه به جبر وجود داره!اینکه نمیخوای اینکارو کنی ولی میدونی که درست همینه. نميدونم ..... حالا يه چيزی گفت بچه جدی نگير!

اريک

انسانها ، بيش تر درجست و جوي تكه هايي از آرامش اند تا رهايي . چرا كه براي آنان قفس امري محتوم و اجتناب پذيز است و بيشتر از يك قفس خودساخته ذهني رنج ميبرند كه در بيشتر موارد آنان را وادار ميكند هرچيز را بدون سئوال و اعتراض بپذيرند و تلاشي در جهت شكستن سرنوشتي كه معتقند از پيش برايشان مقدر شده است ، نشان ندهند. و اين نمونه ايي از Determinism است يعني هرچيز از قيل شكل گرفته است و اراده ادمي در ان بي تاثير است(( عاجز از هر كار مگر درد كشيدن . تنها تسلاي خاطر اين ميتواند باشد كه چه بخواهي و چه نخواهي اتفاق مي افتد.)) آنها مانند قهرمانان كتاب حريم اثر فاكنر در جستجوي تپه آفتاب گيرند كه تنها براي لحظاتي كوتاه از آرامش و گرماي خورشيد لذت ببرند . آنها انسانهاي كاملا معمولي اند كه شايد بيشتر شان در جستجوي حقيقت و امر متعالي نيستند .البته شايد به ظاهر بسياري از انان در ظاهر نقابي از مرداني در جستجوي حقيقت برتر بر چهره داشته باشند ولي ايا اين همه حقيقت است؟

عادله

آخی ترانه جونم با اميد برو به اينکه همه چی خوب پيش خواهد رفت . اميدوارم که زندگی خوب و جديدی رو شروع کنی عزيزم