سکوت بدون تلویزوین

تازگیها به خواص جادویی قهوه پی بردم. یکی صبح و یکی بعد ازظهر و  تا شب که میام خونه هشیار و سر پا هستم.

اجازه دادم که از اتاقم ظهرها برای برنامه کتابخونی فوق برنامه استفاده کنن. ساعت  دوازده که میشه  داوطلبها با بچه ها  بمدت یک ساعت کتابخونی میکنن و باهم نا هار میخورن.  من هم در حالیکه به کارهام میرسم یا غذا میخورم ، تماشاشون میکنم .بعضی هاشون خیلی اتو کشیده ان. توی مملکت ما معمولا خانمها برای این کارها داوطلب میشن اما اینجا  زنها و مردهای به یک اندازه داوطلب میشن .مردها بعضی هاشون کت شلوار و کراوات زدن  حتما یا مرخصی گرفتن یا از سر کار برمیگردن یا اینکه از اینجا میرن سر کار. بعضی هاشون حتما پدر و مادر بچه ها هستن و بعضی هاشون هم کسانی که توی زندگی روزمره شون به اون اندازه ای که میخوان با بچه ها ارتباط ندارن.

مدتیه که بعداز مدرسه یک ساعت اضافه میمونم برای برنامه بعد از مدرسه . تا کمی پول اضافه در بیارم. 

دیگه اینکه جلسه آی ای پی کندی به خوبی و خوشی گذشت. خنده ام میگیره وقتی اینها میگن که اینجا کارهای کامپیوتری آی ای پی سخته. نسبت به جایی که قبلا بودم آب خوردنه .

تلویزوین هنوز خرابه و کسی وقت نکرده بده تعمیرش کنن. بگردم آنلاین ببینم سریالهای همیشگیم رو پیدا میکنم یا نه.

/ 1 نظر / 32 بازدید
پرژين

برنامه كتابخونى چقدر جالبه