دعا

دیشب با گریه از خدا خواستم اگر هنوز مجالی برای عاشق بودن هست ، " م" رو به من برگردونه. بعد امروز صبح زنگ زد که من برنداشتم . بعد هم که زنگ زدم نبود که براش پیغام گذاشتم.میخوام همه چیز  رو به خدا واگذار کنم چون تازه متوجه شدم که احساس من به اون عشق بود.

/ 1 نظر / 4 بازدید
محمدرضا

سلام خيلی وبه جالبی داری با اينکه درده دله خودت بود ولی کلا خيلی جالب بود موفق باشی