اسطوره ها

 

1-خبر خوب اینکه فهمیدم بیمه درمانیم که بهم گفته بودن آخر این ماه تموم میشه ، تا آخر آگوست ادام داره . دیگه نباید نگران مریض شدن باشم.

2-دیروزبعد از مدتها توی ماشین   با صدای ابی و گوگوش اشک ریختم. از اون اشکهایی که آروم آروم از روی گونه ها میغلتن و پایین میریزن ، انگار که مدتها منتظر بودن تا ترانه ایرانی گوش بدی.

درواقع اینطوریه که آدم  از نظر احساسی با خواننده همذات پنداری میکنه.بخشهایی از واقعیت  رو که لازمه سانسور میکنه ، تغییر میده و اوضاع رو دراماتایز میکنه  .وقتی ابی میخونه که " همه غیر از تو میدونن که برای تو این مرد میمیره" من   به همسر سابق فکر کنم و  های های بخاطر تنهاییش گریه میکنم. بعضی وقتها هم خودم میشم "زن" ترانه های گوگوش .چه لذتی هست توی حس قربانی بودن و  از عشق درد کشیدن؟ چرا ما اینهمه  دوست داریم برای خودمون یا دیگران عزاداری کنیم؟ دنبال معصومیت، مظلومیت  میگردیم و اسطوره میسازیم؟

 

 

 

 

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
پرژين

اميدوارم خبرهاى خوب بيشترى بشنويم