زندگی تکرارنمیشه

شاید اگر نمیترسیدیم شاید اگر با تمام وجود باور میکردیم که زندگی  همین یک دفعه هست و  دیگه تکرار نمیشه، شاید اگر به غریزه مون یکمی بیشتراعتماد میکردیم.. اونجوریهمه چیز فرق میکرد
.

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترانه/خودم

به ژاندارک: یا آدمهایی فراموشکار که مرگ رو به آسونی از یاد میبریم

ترانه/خودم

به هیچکس: تو فکر میکنی اگر فقط یک روز زندگی از زندگیمون مونده طور دیگه ای زندگی میکردیم؟ من که مطمئن نیستم.

آتوسا

من فکر ميکنم اگه قرار بود يه روز فقط زندگی کنيم يه جور ديگه زندگی ميکرديم چون عواقبی نبود که ازش بترسيم.

آتوسا

قيمتها اونجا پايين نيومده. تا اونجا که ميدونم وال-مارت و زلرز رسماْ‌ اعلام کردن. من منتظرم که بقيه هم بيارن پايين قيمتهاشون رو برم خريد.

يک زن گمنام

اگر باور کرديم و بعد فهميديم اونطوری نيست که فکر کرديم چی؟... بهم سر نمی زنی ديگه؟

ترانه

به زن گمنام: سلام آدرس وبلاگت که اینجا گذاشتی درسته؟ من نتونستم بهت سر بزنم. بعد هم منظورتو متو جه نشدم. منظورت از اینکه اونطوری که فکر کردیم نیست چیه؟

پانيذ

سلام ترانه! راستی تو ايران نيستی؟ کجايی خانومی؟

امیر مسعود

باورش خیلی سخته و خیلی احمقانه میشه زندگی ؛ اونوقت اون بار هستی و درک وجود داشتن از یک لحظه به بعد سختتر میشه