نقب

اون در بهترین حالت فقط یک موجود قابل ترحمه و در عین حال بطرز شگفت آوری خودخواه.

میگه:
میترسم با "اون" بهم بزنم و باز بی افتم توی دامن افسردگی ، میترسم تنهایی داغونم کنه".
میگم:
اول باید با خودت با تنهایی وا افسردگیت کنار بیای .ازدواج برای پر کردن چاله چوله ها و فرار از تنهایی نیست، قرص آنتی دپرشن نیست. برای دوتا روحه کامله که یادگرفتن با تنهایی خودشون کنار بیان و شاد باشن حا لا میخوان این شادیو با دیگری تقسیم کنن. میخوان درکنار هم خوشحالتر باشن."
و بعد فکر کردم این حرفها فقط گفتنشه که آسونه . اون فقط دنبال تخته
پاره ای میگرده که بهش چنگ بزنه...
...کارهایی کردی با هیچ معیاری باورکردنی و بخشودنی نیست .ولی چکار کنم که نفرت داشتن از تو برام محاله.
حرفهاتو باور میکنم و میبخشمت چون بطرز احمقانه ای وقتی نگاه میکنم توهنوز اونجایی. . فقط لطفا دور منو دیگه خط بکش.
آره دلت تنگ میشه میدونم، ولی آخه دلتنگی هم بخشی از اینpackageهست.با دلتنگیت بساز. همونطور که من قراره بسازم. تا وقتی تصمیم نهایی نگرفتی با من بهیچوجه تماس نگیر..

و بعدش ؟ اگر بطرف من برگرده واقعا میخوامش؟ مگه سال پیش نبود که اونو از خودم دور نکرده بودم؟ وقتی بهش گفته بودم که" دوست ندارم از من بعنوان یک وسیله تخدیر استفاد ه کنی "
دارم اونو بطرف خودم میکشونم  عین  بچه ای که عروسکش رو ازش گرفتن، هرچند مدتها بوده اصلا با اون عروسک بازی نمیکرده؟.هرچند مدتها اون عروسک رو بکناری انداخته بوده؟من هم به اندازه اون بد بودم نه؟
خسته ام خیلی خسته. 6 ماهه که خسته ام.کاش بگذاره که من برم.کاش بگذارم که بره....

پ ن:
1 اگر چیزی اذیتم کنه تر جیح میدم درد دوست داشتن و دلتنگی باشه تا نفرت.
2-میخوام برم دوش بگیرم. میخوام تنم و روحم رو
از همه چیز پاک کنم.
3-میخوام برم پیاده روی ، بعدش هم چای سبز بنوشم.سر راه به هرکسی هم که دیدم لبخند بزنم..اگر بتونم.

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هيچ کس

ادما همين شون جالبه... تاوقتی يکی چيزی هست... حتی اگه يک گوشه ای افتاده باشه... اسوده ای که هست... اما وقتی يک روز می بينی نيست... نبودنش پر رنگ می شه و دلت می خواد باشه... ادم به همين خاطر موجود جالبيه!

ترانه

سلام. مرسی که بهم سر زدی.دقیقا همینطوریه که تو میگی. مثل آب ، مثل هوا که وقتی هست بودنشو حس نیمکنیم. نمیدونی الان چقدر دلم گرفته.

رها

ترانه عزیز چقدر زیبا گفتی: ازدواج برای پر کردن چاله چوله ها و فرار از تنهایی نیست، قرص آنتی دپرشن نیست. برای دوتا روحه کامله که یادگرفتن با تنهایی خودشون کنار بیان و شاد باشن حا لا میخوان این شادیو با دیگری تقسیم کنن. میخوان درکنار هم خوشحالتر باشن." فوق العاده بود و من چقدر دیر به این جمله رسیدم... متاسفم که توی جامعه و شرایطی هستم که اکثر خانم هاش از روی جبر ازدواج میکنن حتی بدون اینکه خودآگاهشون خبر داشته باشه.. و من احمقانه فکر میکردم که دارم تصمیم درستی میگیرم.......

هيچ کس

اون ادم..همين ادمه!!!همين هيچ کس!

رها

آره ایکاش میشد با هم میرفتیم قدم میزدیم اینطوری برای هر دوتامون بهتر بود/ میدونم حتما خیلی احساس تنهایی و نگرانی داری اما زندگیه دیگه....... فقط زمان میخواد که زخمای قدیمی رو از بین ببره البته با دردسرهای جدید! راستی نمیدونم میخوام چیکار کنم ادامه بدم یا نه اما همه راهای پشت سرم خراب شده اینجا ایران لعنتیه و یه دختر که ازدواج میکنه دیگه تمام پشت و پناهش شوهره و این یعنی کات برای همه چیز/ شاید اگه یه خونه مستقل میتونستم اجاره کنم راحت تر تصمیم میگرفتم امیدوارم همیشه آروم باشی البته خیلی غیر واقع بینانه است اما امیدوارم حداقل آرامش توی زندگیت غالب تر باشه / خوب بخوابی و خوابای زیبایی ببینی عزیزم

استروفل

سلام ترانه جونم..خوبی...منم دلم تنگ ميشه برات ...الان نوشتم

استروفل

تو حرفای کاملا درست و منطقی بهش زدی...ديگه بذار خودش از اين حرفات نتيجه بگيره و تصميم بگيره...می دونم چقدر برات عزيز و مهمه اما اگه ديگه سراغت نياد خيلی بهتر ميشه...نمی تونم ديگه پريشونی و آشفتگی ذهنيتو ببينم...به فکر زندگی خودش هست اما آرامشو از تو گرفته.

استروفل

حالا به پی نوشتات عمل کن و اروم باش...بوس

رها

سلام عزيزم صبح به خير خوب خوابیدی

يک زن گمنام

ثابت قدم باشی! می فهممت... آخه من هم ترجیح میدم درد دوست داشتن و دلتنگی اذیتم کنه تا نفرت... خوش به سعادتت که بالای چاهی و به ته اش نگاه می کنی! نمی دونی از ته چاه بالا رو ديدن چه درد جانکاهيه!