شنبه

زیبا بنظر رسیدن خونه همیشه  مهم بوده. بچه هم که بودم داپم جای اسباب بازیها و وسایلم  رو عوض میکردم تا بهترین ترکیب ممکن روپیدا کنم. امسال تعداد بچه های من  کمتره و یک اتاق خیلی کوچولو بوده بهم دادن . همه باهام همدردی کردن اما  من ته دلم خوشحال بودم از اینکه  میتونم یک جای جدید رو قشنگ کنم وفکر کنم ببینم از فضا بهترین استفاده رو بکنم . گلدونهای کاکتوسم رو  آوردم  عروسکهای پشمالو رو هم کنار پنجره چیدم و اتاقم قشنگ و بزرگ شد . فکر کردم  اگر یک سلول زندان رو  هم بهم میدان اولین چیزی که بنظرم میرسید این بود که چطور میشه قشنگ ترش کرد. بعد فکر کردم این جمله که اگر نمیخواد این کاری بود که واقعا کرده بودیم.

 پس اندازم ته کشیده و نمیخوام مجبور بشم در مواقع ضروری از کردیت کارتم استفاده کنم.  باید ماشنین قدیمی رو که توی پارکینگ خاک میخوره بگذارم برای فروش. اما قبلش باید بره معاینه فنی . امسال دوباره معلوم نیست  اضافه کار بعد از مدرسه چی میشه. یا باید مخارج رو یکجوری پایین آورد یا باید کار اضافه پیدا کرد. 

خیلی خب برم آماده بشم ماشین رو ببرم معاینه بعد باید ازش عکس بندازم و بگذارم آنلاین. دیگه چند تا پس دادنی دارم که باید پس بدم. چند تا صورت حساب که باید پرداخت بشه ، کمی کار و برنامه ریزی برای مدرسه و ...بقیه اش شاید طبیعت گردی و استراحت. روز خوبی داشته باشیم.

/ 2 نظر / 22 بازدید

خمب مینویسی خواهر

خوب می نویسی خواهر