تونتو

7 روز Qubec city موندیم و 5 روز تورنتو. سفر تورنتو برنامه ریزی شده نبود.

 

موقع برگشتن قرار بود 2 ساعت توی تورنتو توقف داشته باشیم .فکر کردم اولین باره که از ترونتو میگذرم بدون  اینکه وارد شهر بشم. خیلی خیلی دلم میخواست دوستام رو ببینم. بخاطر وضیعت هوا پروازمون از کبگ سیتی  4 ساعت تاخیر داشت و پرواز تورنتو به دی سی  رو از دست دادیم. پرواز بعدی فردا شبش بود. هواپیمایی بهمون هتل داد. به طرز معجزه آسایی تونستیم برگشت رو به تاخیر بندازم و  حتی جریمه هم نشدیم.

 دوباره با مو فرفری توی باغچه شون نشستیم وقهوه خوردیم و حرف زدیم  و اون سیگار کشید. مثل مکالمه ای که آدم نیمه کاره رها کرده  باشه و حالا دوباره برگشته باشه سر جاش.چقدر شب خوابیدن توی خونه موفرفری امن و خوب بود. چقدر احساس خوبیه کنار کسی بودن که آدم رو دوست داره. احساس مراقب شدن و دوست داشته شدن. هیچ چیز بین من و اون تغییر نکرده بود.

توی این 5 روز جاهایی رو که دلم میخواست توی تورنتو دیدم. داوتان و بندر و محله چینیها و .. همه محله هایی که توش زندگی کرده بودم. اولین آپارتمانی رو که بعد از مهاجرت اجاره کرده بودیم خراب کرده بودن و بجاش یک برج شیشه ای شیک ساخته بودن ، دلم گرفت.

نکته جالب اینکه توی این سفر من و پسرک برای اولین بار احساس کردیم که آمریکا رو بیشتر از کانادا دوست داریم. و از اینکه داشتیم برمیگشتیم خونه خوشحال بودیم. 

قرارداد کار رو امضا کردم و فرستادم. تعطیلات تقریبا برای من تموم شده. چهارشنبه و پنجشنبه جلسه هست برای معلمهای جدید و از هفته بعدش هم مدرسه برای معلمها باز میشه.

/ 2 نظر / 5 بازدید
ریحانه

چه خوب. فکر کنم این اقامت چند روزه برنامه ریزی نشده کلی مزه داده.

پرژين

چقدر خبر خوب يك عالمه برات خوشحال شدم و خوشى هاى بيشترى رو برات ارزو مى كنم