شعر


 این شعر فروغ روخیلی دوست دارم:
 
هرگز آرزو نکرده ام
یک ستاره درسراب آسمان شوم
یا چو روح برگزیدگان
همنشین خامش فرشتگان شوم
هرگز از زمین جدا نبوده ام
با ستاره آشنا نبوده ام
روی خاک ایستاده ام
با تنم که مثل ساقه گیاه
باد و آفتاب و آب را
می مکد که زندگی کند
بارور ز میل
بارور ز درد
روی خاک ایستاده ام
تا ستاره ها ستایشم کنند
تا نسیمها نوازشم کنند
از دریچه ام نگاه میکنم
جز طنین یک ترانه نیستم
جاودانه نیستم
جز طنین یک ترانه جستجو نمیکنم
در فغان لذتی که پا کتر
از سکوت ساده غمیست
آشیانه جستجو نمی کنم
در تنی که شبنمیست
روی زنبق تنم
بر جدار کلبه ام که زندگی ست
با خط سیاه عشق
یادگارها کشیده اند
مردمان رهگذر
قلب تیر خورده
شمع واژگون
نقطه های ساکت پریده رنگ
بر حروف در هم جنون
هر لبی که بر لبم رسید
بک ستاره نطفه بست
در شبم که می نشست
روی رود یادگارها
پس چرا ستاره آرزو کنم ؟
این ترانه منست
دلپذیر دلنشین
پیش از این نبوده بیش از این

/ 7 نظر / 3 بازدید
استروفل

سلام ترانه جونم..خوبی؟ همه چی روبه راهه؟... باهام قهری؟...پس چرا ديگه بهم سر نميزنی...مواظب خودت باش

استروفل

اها...الان کامنتتو تو پست قبليت خوندم...خودم الان چک کردم..آره مشکل داره ظاهرا...بايد بگم رفعش کنن...ممنون ديگه داشتم واقعا فکر می کردم حتما ازم ناناحتی

احمد

قشنگ بود...... موفق باشی................

ماهان

شايد فروغ هم بچگيش سعی می کرده تو آسمون زندگی کنه و بعد که فهميده همش خياله همينجا موندگار شده! من هم خيلی دوست دارمش. البته از وقتی که مطمئن شدم از بالا خبری نيست!

اریک

قشگ بود ترانه کانادايی قشنگ بود ....