روزمره نویسی

صبح قبل از کار رفتم دندانپزشکی. دندونم رو فعلا پر کرد تا بعدتصمیم بگیرم میخوام چکار کنم.

پدر و پسر هردو دندانپزشک هستن. پدر موهاش جو گندمیه و خیلی هم مهربونه. هر دو  توی یک مطب کار میکنن. فکر کردم حتما خیلی بهم نزدیکن و پدره چقدر به وجود پسرش افتخارمیکنه.

ساعت 9:30 رسیدم سر کا.رکلا روز صلح آمیز آروم خوبیبود.  راستی فهمیدم که الیجا یک هفته supend شده  ونمیاد. فکر کنم معلم کلاسشون جشن گرفته. بعد از کار یک ساعت مرخصی گرفتم که برم ارتوپدی.  خوشبختانه مشکل از مفصل آرنج نیست ،آسیب دیدگی تاندونه و زیاد هم جدی نیست باید ورزش کنم.

 دیگه اینکه با اینکه قطعه تلویزون عوض شد ولی باز هم کار نکرد. فقط 200 دلار خرج اضافه روی دستم گذاشت .مرد تعمیرکار  توی رسیدش  نوشته علت خراب شدن تلویزیون رعد و برق و تغییر شدت برقه .شاید بتونم از بیمه پول تلویزیون جدید رو بگیرم.

زنگ زدم گودویل قرار شد 22 نوامبر بیان وسائل اضافه رو ببرن. کار بعدی که باید بکنم اینه که بیمه خونه خوب پیدا کنم.

دارم لحاف و پتوها رو میشورم میگذارم توی جعبه. خونه جدید که بریم دیگه پول  آب و برق رو خودمون باید بدیم. از آب و برق مجانی یکمی استفاده کنم.

/ 1 نظر / 28 بازدید
پرژين

خسته نباشى!هنوز تموم نشده كارهات؟