ل
خب امروز همه چیز خوب بود. البته مثل هر روز 6:30 بیدار شدم و دیگه خوابم نبرد.ظاهرا با این زود بیدار شدن ها کاری نمیتونم بکنم ، مثل اینکه ناچارم شبها زود تر بخوابم. رفتم روی تردمیل رفتم دوش گرفتم. صبحانه سالم ( اوت میل) درست کردم بعد هم رفتم 3 تا خونه دیدم. هر سه تا توی جایی که خیلی دوست دارم. من دوست دارم دور و بر خونه شلوغ باشه، پیاده به همه جا نزدیک باشم پارک ،کتابخونه ، رستوران و درعین حال سبزی و ط.بیعت . اینجا از جایی که هستیم هم خیلی دو رنیست حتی تریل خودمون هم ادامه اش از اینجا میگذره . رفت و آمد به دانشگاه پسرک هم خیلی راحته . خلاصه من عاشق محلشم. ها. یکی از خونه هایی که دیدم خوب بود.. قیمتش متناسب، هاردوود تمیز و خوشگل رنگ شده و تمیز، روشن و نورانی .دوتا دستشویی کامل حتی سه تا اتاق خواب.که من دوتاشو بیشتر لازم ندارم. خب آشپزخونه اش خیلی خیلی کوچکه که این زیاد مهم نیست. اشکالش ؟هیچی خیلی ذوق زده شده بودم اما وقتی کرکره رو کنار زدم آه از نهادم در اومد . پنجر های سالن و همه اتاق خوابها به پارکینک باز میشه. باز نگران صداش نیستم زیاد ولی منظره برام همیشه مهم بوده. پارکینگش زشت نیست درخت هم داره ولی چون اپارتمان طبقه اول واقع شده نما محدود میشه به همون پارکینگ. قیمت با توجه به منظقه خیلی عالیه. و بعیده که به این قیمت اینجا خونه گیر بیارم .نمیدونم چکار کنم.
نظرات ()
