روزمرگیها

- یادم اومد تین ایجر که بودم توی یک دفتر خاطرات جلد خاکستری مینوشتم و  میچپوندمش  جایی که  کسی  پیداش نکنه .یادم نمیاد تا کی  و چی ها توش نوشتم اما میدونم که  خیلی دلم میخواد  الان  بود و  میتونستم  بخونمش. مینویسم، شاید یک روزی  دلم خواست روزمره نویسیهای امروز رو هم بخونم....  

-اریک برای کار داوطلبت به مدت 2 سال میره  قرقیزستان .فکرش رو بکن، دو سال با اینترنت محدود، زندگی بدوی و دوری از دوست و فامیل و مدرنیه. درعوض وقتی که  برگرده peace core هزینه های فوق لیسانسش رو میده .ازوقتی که خداحافظی کردیم همینوطری نگرانشم.

-امسال برای اولین بار ماش سبز کردم خیلی پرپشت  وخوشگل شده مثل یک جنگل استوایی. 

-دیگه؟ دیگه فهمیدم که تلاش برای تغییر آدمها وسرزنششون بخاطر اون چیزی که هستن  سلطه جویی و خودخواهیه. خب  این  جدید نیست میدونم، اما  گاهی خیلی طول میکشه یک مهفوم عقلانی به دل آدم راه پیدا  کنه ،گاهی هم هرگز این اتفاق نمیفته.فقط فکر میکنیم  که میدونیم ،اما نمیدونیم. پسرک  میگه:" مامان تو از دست بابا ناراحتی، توی دلت اون رو  بخاطر  چیزی که هست  سرزنش میکنی،بخاطر نا امنیهاش بخاطر قضاوتها و بدبینیهاش. میگه  مهم نیست  علت همه اینها چیه ،  مهم اینه  که هستن و واقعین و با واقعیت نمیشه جنگید. . . مثل این میمونه که از یک آدم معمولی انتظار داشته باشی که از سکای دایونیگ نترسه ، میترسه .حالا تو  یا این شرایط رو تحمل کنی یا نه. این  تویی که باید با خودت  و اون روشن و صریح باشی. اگراون رو همونطوری که هست می پذیری دیگه جنگیدن برای چی؟  و اگر نمیپذیری این اونه که باید تصمیم بگیره برای موندن با تو میخواد تغییر کنه یا نه".  پسرک نمیدونه که  با این حرفش چقدر کمکم کرد که احساس بهتری داشته باشم.

-فردا مهمون دارم. همه جا رو دارم گردگیری میکنم میرسم به قاب عکسی که 6 تا عکس خانوادگی توشه اسپری رو میپاشم اونجا که دستم رو انداختم گردن بابا و بعد درحالیکه روی عکس دستمال میکشم قطره های درشت اشکم بی مقدمه سرازیر میشن صورتم رو میارم نزدیک و میچسبونم به صورت بابا و درهمون حال فکر میکنم که این صحنه چقدر شبیه  فیلمهای فارسی شده. این روزها دلم برای بابا خیلی اینهمه تنگ میشه. انگار که بعد از چند ماه تازه رفتنش رو  باور کرده باشم.

-دارم ارزش سکوت رو کشف میکنم.سکوت رو قطره قطره میچشم و سیراب میشم. و میفهمم که کلمات گاهی وقتی گفته نمیشن خیلی خیلی قشنگترن.

   + ترانه - ٦:۳۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩