وقتش که شد....
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ آبان ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

1-صبح اول وقت مدیریت ساختمون notice داده، که باید اون دو تا دیوار قرمز رو به حالت اولش برگردونم ..این یعنی نقاشی اونهم توی این هیر و ویری.. این رو هم باید به لیست طولانیم اضافه کنم. خدایا من چقدر عوض شدم. . .یکی از این فکرها کافی بود که خواب و آرامشم رو بهم بزنه،.حالا دسته دسته میان و من فقط به لیستم اضافه شون میکنم ، مینویسم :"رنگ کردن دیواها" ولی فعلا نه، .وقتش که شد بهش فکر میکنم.

2- این واکسن انفولانزا زیادهم بد نبود. ولی این خانم دکتر ایرانی رو زیاد دوست ندارم. اولا اینکه  چشماش یکمی شبیه روباهه ، دومیش هم  1/5سال پیش شروع شد. دقیقا یادم نیست که چی شد و چرا که ا ون یک همچه چیزی پرسیده بود که " ..تو که سکس نداری، پس..؟." که من گفتم "دارم". فایلم رو نگاه کرده بود و گفته بود" از شوهرت که جدا شده بودی..." و انتظار داشت که من توضیحی بدم که مثلا اره ازدواج کردم یا با شوهرم آشتی کردم .. ولی من هیچ توضیحی نداده بودم جز اینکه" بله جدا شدم" اون یک لحظه سکوت کرده بود کرده بود، ولی من گذر ابرکمرنگ قضاوت کردن رو توی چهره اش دیده بودم.امروز که خواستم قرصهایی رو که دکتر زنان برای درمان کیست تجویز کرده تجدید کنه ، پرسیده بود برای پیشگیری هم از همین قرصها استفاده میکنی؟ و من گفتم دیگه نیازی به پیشگیری نیست و اون گفته بود، پس پارتنرت...؟ فکر کردم این یک سوال تخصصیه یا صرفا  یک کنجکاوی شخصی ؟ فکر کردم، خانم دکتر جوان ایرانی  که  اقلا 4-5 سالی اینجا بوده، تو دیگه چرا؟.... خدایا آخه این چه فرهنگیه که ما داریم؟

3- دیشب خواب دیدم که: یک جایی هستم بزرگ، مثل یک مجموعه تفریحی ورزشی، اما خیلی خیلی کثیف ، با موکت صورتی کهنه همه جا پراز موش و سگهای صورتی و آشغال ...... یک عالمه آدم بیخیالی روی زمین ولو شده بودند و اهمیتی به کثیفی نمیدادند. ...من که چندشم شده بود نوک پا نوک پا میگشتم که هر چه زودتر راهی پیدا کنم به بیرون.

4-خلاصه امروز ذهن من پر ازهمه اینها ست که گفتم ،به اضافه قصه اریک که نمیدونم چرا مثل تکه هایی از یک فیلم ، همراه با آقای نسبتن محترم و آقای چرم پوش جلوی چشمم رژه میره، مثل وقتی که از سالن سینما میایم   بیرون ولی فکرمون اونجا  مونده..، اونجوری.(یادم باشه ازش بپرسم   زن زیبا شبیه کدوم یکی از هنرپیشه های هالیوود بوده؟..)..  دیگه .... هوای تورنتو سرده ، خیلی سرد ، صبح که رفتم فروشگاه چینی خریدکنم  سردم شده بود.

5-. مواظب خودتون باشین.