کارم رو ول کردم
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٦ : توسط : ترانه
امروز بعد از کلی بالا و پایین کردن با لاخره notice دادم. سوپروایزرم ازم  خواست  چند روزی بیشتر بمونم،  بد هم نیست ، چند دلاری اضافه تر درمیارم. احتمالا مجبو ر میشم تا آخر هفته بمونم ولی بعدش چی؟ ...اگر خوب دقت کنم همه چیزی همون طور که باید پیش رفته، دیدن  "م"ا با اون دختره فکر رفتن  رااز سرم بیرون برد، بعد این کار از آسمون رسید، که کمک کرد دوران Break upراحتتر سپری بشه،  از شدت نا امیدی تصمیم گرفتم برگردم    پیش "آ ". حالا حالم بهتره، روزهایی می آد که یا اصلا به "م" فکر نمکنم یا یادش مثل نسیمی میاد و میره.  حالا کم کم میتونم زندگی بدون مرد رو تو ذهنم تجسم کنم، زندگی  بدون"آ" و حمایتش . نه اینکهراحت باشه، نه ولی  گاهی با اون بودن از تنهایی سختره.

یک روز نمی تونستم تصور کنم که کار دیگه ای رو شرو ع کنم ، یا سراغ course دیگه ای برم، حداقل نه توی تورنتو ، ولی الان کم کم دارم بهش فکر میکنم.  باید از خدا بخوام یک راه درست و حسابی پیش پام بگذاره...من رو بطرف کاری که بدرش میخورم هدایت کنه.
نباید برای آمریکا رفتن عجله کنم. باید این مدت رو صرف برنامه ریزی و احتمالا پیدا کردن یک کار part time بکنم. باید خودم رو جمع و جور کنم ...باید دید چی میشه.