پست همینجوری..(مثل کتایون)
خبر خاصی نیست... این هم یک پست همینجوریه (بقول کتایون). فقط برای اینکه ترک عادت نکرده باشم.
توی خونه بوی ماهی پیچیده،من همین الان با جارو برقی نو همه جا رو تمیز کردم.اون قبلیه بدون اغراق یک نخود رو هم جمع نمیکرد ..پسرک پای کامپیوتره . هاچ تی وی مبینه. پاپی دو تا دستشو زده زیر چونه اش و روی کاناپه دراز کشیده. من هم درس میخونم و توی زنگ تفریحهام نت گردی میکنم یا هم برعکس.
-راستی یک همکارجدید پیدا کردیم که یونانی-لبانیه ( چه بیربط؟ اره منهم همین رو فکر کردم.) کت قرمزش رو در نمیاده فکر کنم همیشه سردشه و دائم هم توی راهروها گم میشه .. ارتودکسه و کریسمسشون جمعه بود. یک عالمه نون پخته بودن. برای من هم آورد. میخوام یک هدیه کوچولو بگذارم روی میزش که صبح دوشنبه که اومد خوشحال بشه. مثل سزار که برای من هدیه گذاشته بود و من خیلی خوشحال شدم.
- جدیدا با کیم هم اتاق شدم، همون خانمی که گفتم شوهرش رو از دست داده بود و من بغلش کرده بودم....دوشنبه قراره دسته جمعی بریم رستوران ،به مناسبت سال نو. کم بهم گفت که برای اولین بار شوهرش رو توی همین رستوران ملاقات کرده و اون روی یک تکه دستمال شماره تلفنش رو نوشته و ازش دیت خواسته..بعد هم دیگه هیچوقت اونجا نرفته. گفتم چه احساسی داری از اینکه بعد از این همه سال دوشنبه ..؟ گفت این شش ماهه دائم داره جاهایی رو میره که قبلا با اون میرفته..بعد هم کلی حرف زدیم .
-"آ" یک فیلم کارتون دیگه پیدا کرده که فردا ببینیم. کلا وقتی "آ" میگه یک فیلم خوب اومده بریم ببینیم ترجمه اش این میشه که یک کارتون جدید اومده بریم ببینیم. منهم با کمال میل میگذارم که هرچی دوست داره انتخاب کنه. مخصوصا بعد از آخرین پیشنهادش ،کارتون Tangledکه کلی ازش لذت بردم..
-من بلاخره به اون خانمه گفتم که دیگه نمیرسونمش ظاهراه که نه جا خورد و نه ناراحت شد احتمالا قبلا کس دیگه ای رو پیدا کرده که همه مسیر رو برسوندش.
نظرات ()
