باز هم اسباب کشی
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

1-استفراغ فکری شندیدین؟من الان اونطوریم.از 10صبح تا حالا سر  این  assignemt  هستم و بالخره تموم شد هورااااااا.
2 -با توجه به کارهای قانونی گرین کارت و... باید
خیلی سریع تصمیم بگیرم ، سریع یعنی دوروزه. اگر بخوام 2 ماه دیگه برم باید اول نوامبر اطلاع بدم که میخوام خونه رو تخلیه کنم. و انتخاب دیگه اینه  تا پایان سال تحصیلی بمونم و بعد برم.... (البته هردوی این تصمیمگیریها با این پیش فرضه که تصمیم به رفتن گرفتم .)
3- بعد از ورود به آمریکا ، 4 ماهی طول میکشه که بهم اجازه کار بدن. ا گر صبر کنم تا سال تحصیلی تموم بشه کلی برنامه هام عقب می افتم ..اما از طرفی هم دلم هم نیخواد وسط سال تحصیلی پسرم رو دربدر کنم.

4-...بسته بندی وسایل ، اسباب کشی ، فروش خرت و پرتهای اضافی، کنسل کردن تلفن و کامپیوتر و تلویزیون و.... فروش ماشین و کارهای بانکی و .....

5- شما فکر میکنین من که تمام عمر یک روز هم سر کلاس درس ندادم با گذروندن این corse آنلاین میتوم توی یک مدرسه امریکایی معلم استثنایی بشم؟؟من نمیفهمم اینا چجوری میخوان منو استخدام کنن.

6-کدومش؟
- میرم با کسی زندگی کنم که احساسی بهش ندارم ، به امید پیدا کردن کاری که تجربه ازش ندارم بطرف کشوری که برام غریبه هست؟
یا
- میرم یکبار دیگه سعیم رو بکنم با کسی که یک موقعی دوستش داشتم خرابه ها رو بسازیم ، به امید پیدا کرن کاری که به زمینه قبلی کاریم نزدیکه وتوش احساس مفید بودن می کنم، بطرف کشورجدیدی که بهم فرصت تجربه های جدید میده؟
خیلی مسخره  است میبینین؟ همه چیز بستگی  به این داره که  چجوری نگاه کنیم، عجب موجود تحریفگریه این آدمیزاد. ......