آسمان بار امانت نتوانست کشید
ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ آبان ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

قبلا ها فکر میکردم آدم بودن افتخاره، آزادی، حق انتخاب و از این حرفها ..امروز موقع پیاده روی، به یک برگ قرمز خوشکل که نگاه میکردم، کشف کردم که همه این حرفها اساسا کشکه و کلمه اشرف مخلوقات فقط برای دلداری ما  آدمها ساخته شده. در واقع "هرچیزی" توی دنیا  از آدم بود ن راحتتره.  آدمیزاد، آخرین محصول آزمایشگاه تکامل،ه تا اومده ببینه که  چه خبره به جرم خوردن یک سیب ناقابل اول با یک تیپا از بهشت  بیرون انداخته شده  بعد هم که بهش  گفتند که" ای اشرف مخلوقات زود باش بیا این بار امانت رو بگذار رو شونه ات ببینم. (بار امانتی که کوهها از پذیرفتن آن سر باز زدند..).

توی این دنیای بهم ریخته  آدمیزادی هم، وقتی میخوان به کسی  مسولیت بدن قبلش ازش میپرسند ،نه؟  حالا اگر من نخوام چی؟ اگر نخوام کسی چیزی روی دوشم بزاره چی؟ کسی از من پرسید؟
شایدر اصلا ترجیح میدادم گنجشک باشم، یا یک درخت چنار، یا یک تکه سنگ.
فکرشو بکنید، اگر گنشجک بودین ،زندگی چقدر راحتتر بود... گنجشکها صبحها تختشون رو مرتب نمیکنند، نه مجبورند دنبال کار بگردند، نه میرن مصاحبه،نه با دوست پسرشون بهم میزنن
، نه لازمه وزن کم کنند، نه دچار یاس فلسفی و غیر فلسفی میشند، یا حتی درختها،... درختها اشتباه نمیکنند ،کسی اونها رو قضاوت نمیکنه اگر درختی خوب رشد نکنه یا میوه هاش کرمو باشه ، اخرش گناهش باز میافته گردن این آدمیزاد بدبخت. اگر هوای کره زمین گرم شه، یا سرد شه، اگر زلزله بیاد ، اگر ، اگر.. باز هم گناهش میافته گردن آدمیزاد بدبخت... شاید دچار این توهم بشین که عوضش لذتی که آدم میبره بقیه موجودات نمیبرند،.در اینصورت کافیه دردهایی رو که از اول زندگی تجربه کردین  یکطرف و لذتها رو یکطرف بگذارین تا ببیند من چی میگم .....حالا آدم بودن خوبه؟
به خدای محترم :
اگر تولد بعدی وجود داره لطفا قبلش نظر خواهی بفرماید
از پذیرفتن هرگونه امانت چه روی شانه و چه هر جای  دیگر جدا معذوریم
دیگه....دیگه همین.
شوخی کردم بابا دلخورنشو.