صبح زوده فعلا معمولی 2.5
صبح زوده. دیشب از شر ملافه ساتن خلاص شدم فقط روی تشکی ساتن رو نگه داشتم. هنوز خسته و آشفته ام از کابوس دیشب. پسرک ١٠-١٢ ساله بود، من برده بودمش سالن ورزشی توی تهران فکر کنم امجدیه بود .آماده شدیم که برگردیم خونه من با سلفونم مشغول حرف زدن میشم و پسرک در یک لحظه ناپدید میشه. همه جا رو دنبالش میگردم اما نیست، گمش کردم. به پلیس هم زنگ میزنیم.. توی خواب خیلی ترسیده بودم ، خیلی
نظرات ()
