2.5 علتها که همیشه درونی نیستن

ببینید از نظر من که یک ایرانی غربت زده هستم جامعه ایرانی یک چیزی بشدت کم داره و اون هم یک  کامیونیتی قویه. خیلی اوقتا به دوست کره ایم حسودیم میشه وقتی میبینم که یکشنبه ها لباس خوشگل میپوشه ، دست همسر بوداییش رو میگیره و اونو بزور میبره چرچ کره ایها ،چرچ اینجا یعنی تجمع ،معاشرت ، یعنی عبادت جمعی. اونوقت من کجا باید برم؟ برم مسجد؟  احساس تعلق  بعد از آب و دانه و سرپناه، از نیازهای اساسیه آدمهاست.. وقتی تامین نشه آدم یکجورایی گرسنه ست. چرا مردم میرن جزو گروهایی سیاسی  ؟ خب یکی از علتهاش اینه که میخوان گروه بهشون هویت بده ، تعریفشون کنه  ولی علت دیگه اش میل به تعلق و احساس امنیتی هست که  جمع به آدم میده. فرض کن غریب و تنهایی( مثل من) فامیل دور و برت نیست. رفت و آمد خانوداگی نداری . چند تا دوست پرت و پلا داری که معولا در دسترس نیستن.رابطه صمیمانه باجنس مخالف نداری ،نیاز جنسی و نیاز عاطفیت بر آورده نمیشه ،تحسین نمیشی، توی خونه ات نیستی غریبی،....بازم بگم؟ خب اونوقت میگی چرا حالم خوب نیست و توی ابرها دنبال دلیل میگردی؟ همه دلایل که درونی نیستن الزاما......یادم باشه همه اینها رو فردا به این خانم مشاور بگم.

من خوشحالم که اینجا مینویسم. خوشحالم جایی هست که بیام بگم سلام من خوبم من بدم من اون وسط مسطهام و خوشحالم که شما نوشته هام رو میخونین . داشتم آرشیوم رو نگاه میکردم دیدم بعضیها تون سالهاست که با منین، دوستتون دارم و مرسی که هستین.

.

   + ترانه - ٢:۱٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٩