زبان مادری را...
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ مهر ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

-مامان این شیرینیها خیلی توشون چاق (چربی) داره.healthy نیست
-نه پسرم اینها fatنیست، شربت قنده.
-با چی اینها رو bakeکردی؟
-rice flour و آرد نخودچی
-نخود چی چیه؟
-یک جور pea که fry شده
(پسر من با لبخند پیروزمندانه میپره وسط که :من میدونم نخودچی چیه )
- خوب برای تو ( با دهن کجی )( منظورش اینه که: خوش بحالت:good for u)
من تحت تاثیر سخنرانی دیروز در مورد آشفتگی زبان نسل دوم، درحالیکه 24 ساعت تمومه مشغوله پاسداری از زبان فارسی هستم و مواظبم که که یک کلمه انگلیسی هم بلغور نکنم ، در پاسداری زبان مادری میگم:
- فلور جون ، چرا با پسرت فینگلیسی حرف میزنی ؟خوب یا فارسی بگو یا انگلیسی
فلور: خوب اگر فارسیشو بگم آخه نمی فهمه
- مامان همیشه فکر کردی که من نمی فهمم. اگر ا زاول برام فارسی میگفتی الان میفهمیدم.
.. .
it is all your fault

وقتی به این فکر میکنم که من تنها منبع زبان آموزی، گنجینه لغوی، و پل ارتباطی پسرم با تمام هویت ملی
و تاریخ پشت سرم هستم،از سنگینی این بار پشتم میلرزه و دلم برای غربت هردومون میسوزه....