کاش میشد اما نمیشه

تو یک آدمی، نمیشه که درسته انداختت دور. هر فیلمی ،هر رابطه ای هرچقدرمزخرف و توخالی، صحنه های خوبی هم داره،.. میدونی؟  میشه اون صحنه ها رو قاب کرد و زد به دیوار ذهن،میشه اونها رو دوست داشت و ساعتها تماشا کردشون،میشه در موردشون خیالپردازی کرد، اما  نمیشه کنار هم گذاشتشون وخلائ های بینشون رو پرکرد..،نمیشه باهاشون زندگی کرد. گاهی اوقات که  تو ذهنم به عکسهات نگاه میکنم یادم میره در کل چه فیلم بیخودی بودی  وحتی دلم برات  تنگ هم میشه... ،تورو توی قاب خودت حبس کردم ، برای همیشه هم اونجا میمونی. گاهی  دوست دارم خودم رو گول بزنم،دوست دارم  باور کنم که تو تکه هایی از یک فیلم خوب و عاشقانه ای یا اینکه با این صحنه های قشنگ توی ذهنم جسته گریخته و بیربط هم میشه  فیلم خوبی ساخت ،اما باور کن که نمیشد باور کن که نمیشه.

-پی نوشت: در مورد هاچ نیست.

   + ترانه - ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩