تا کی؟
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

تا کی؟ این دربدری  پس کی تموم میشه؟ دلم میخواد آروم یکجا بشینم و بگم اینجا خونه منه، این کاره منه، این مرد زندگی منه،کسی که قراره با هم پیر بشیم و در کنارش آروم بگیرم. خسته ام، خیلی خسته....میخوام سرم رو شونه کسی بگذام ولی شونه ای نیست. ..سعی میکنم چشمامو ببندم ،به خودم بگم "آ" کسیه که باید در کنارش آروم بگیرم سعی میکنم به خودم دروغ بگم. آخ که چقدر خسته ام.....
 "آ" عجله ای برای رفتن ما به آمریکا نداره، نمی دونم چرا ولی حس میکنم دلیلی برای اینکارش داره. پای کسی در میونه؟من براش د یگه تموم شدم و فقط داره به دلیلی وقت تلف میکنه؟نکنه تنها مساله اش custody   پسرمون هست، میترسه اگر الان اقدام به طلاق کنم ، یعنی در شرایطی که اون دستش از همه جا کوتاهه دادگاه سرپرستی پسرم رو بدون شک به من میده و الان فقط داره وقت کشی میکنه.چقدر دلم میخواد اون کار لعنتی رو همین فردا ول کنم ولی آخه بعدش چی؟..این کار رو ول کنم بعد چکار کنم؟ رزومه بدم برای یک کار مشابه؟ برم دنبال یک کار دیگه؟
آخ خدایا چقدر خسته ام. مگه یک آدم چقدر توان داره؟
یک چیزی بخونم course کالجی چیزی... ولی چی؟ بس نبود اون 3 سال وقت تلف کردن؟
دختر تو کی میخوای روی پای خودت باستی؟  آخه چرا اینقدر میترسی؟ این رشته پوسیده رو پاره کن. ولی آخه...
باید از خدا بخوام بهترین راه ممکن رو جلوی پام بگذاره، من رو به طرف کاری هدایت کنه که هم   پول کافی برای گذران زندگی توش باشه و هم مورد علاقه ام باشه و راضیم کنه.
خدایا کمکم کن   خیلی تنهام. دیگه نه "م" جود داره نه میتونم روی زندگی با آ" خساب کنم.
تنهام کمکم  کن.خدا کمکم کن دارم      پرت میشم وسط این اقیانوس ،کمکم کن.