دوست داشتن
ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ شهریور ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

دوست داشتن از جنس چیه؟ از کجا میاد ،دست خود ماست ، دست کیه؟
یکی هست که نمیشه روش حساب کرد، ازcomitment میترسه، هم گیجه ، هم نمیدونه از زندگی چی میخواد . 3 ماه در اوج دپرشن توی برزخ تنهایی ولت کرده ،بهت دروغ گفته و
رفته سراغ یکی دیگه.ماههاست که داغونی و همه زندگیت بهم ریخته ست. ..... پس باید بشه مثل آب خوردن کنارش گذاشت دیگه نه؟ توی ذهنت کلی بدوبیراه میگی بهش مثل کاغد باطله مچاله اش میکنی :.1،2،3..سطل آشغال فراموشی رو نشونه میری.. بعد میبینی که جایی نرفته، هنوزوایساده اونجا . داره لبخند میزنه بهت...... میبینی هنوز که هنوزه چقدر دوستش داری ،لجت میگیره از خودت میگی آخه احمق چرا دوستش داری؟ ولی باز دوستش داری.
میگی اگر بخوام.. اگر واقعا بخوام. اره همش تقصیر منه که به انداز کافی نخواستم،تبریه اش میکنی.
فکر میکنی اگر عشقت به ا ندازه کافی قوی بود..هر معجزه ای میتونست اتفاق بیافته.حتی معجزه تغییر.
فکر میکنی شاید هنوز بشه ...
به معجزه اعتقاد دارین؟مرز پذیرفتن و جنگیدن کجاست؟ کجا باید دست کشید؟ تا کجاباید به خواستن ادامه داد؟