اخر هفته خیلی برفی
برف میاد زیاد،... برف میاد یک عالمه. از دیروز صبح شروع شد و فردا و پس فردا هم قراره ادامه پیدا کنه.خیابونها از الان هم بسته شدن . باد شدید برفها رو اینورو اونور میبره. اخبار تلویزون همش در مورد برفه و میگه که اخر هفته توی خونه بمونین و جایی نرین. پاپی اصلا این شرایط رو دوست نداره بیرون که میبریمش یک عالمه برف روی سر و کله اش میشینه و طوفان برفی حواسش رو پرت میکنه . نمیتونه جیش و کارهای دیگه شو بکنه اونوقت مثل دیشب تا صبح غر میزنه و واق واق میکنه و نمیگذاره بخوابیم.
ساعت نزدیک دهه صبحه اما روز هنوز رسما شروع نشده. هاچ اون بیرون داره از پاپی مواظبت میکنه. پسرک هنوز خوابیده. کلی رزومه فرستادم ولی هنوز خبری نیست. اینهمه مدت بیکار بودم اما این دو هفته ای که دارم دنبال کار میگردم احساس میکنم نمیتونم بیکاری رو تحمل کنم. تعجب میکنم چطور تونستم این مدت بیکار بمونم.
دیشب توی خوابم هم طوفان میومد و داشت همه چیز رو با خودش میبرد.بعد توی خواب هر آشنایی رو که دیده بودم محکم بغل کرده بودم.
فعلا همین.
نظرات ()
