مسیر پیاده روی جدید
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٦ : توسط : ترانه


این مسیر پیاده روی سبز و آرومه ، یکجورایی آدم رو با خودش میبره و زمان توش خیلی زود میگذره. اول چند تا کوچه پس کوچه بعد یک خیابون فرعی بعد خیابون اصلی که که دو شاخه میشه و من همیشه از اونی میرم که از جلوی پارک چنگلی رد میشه. از تابلوی پارک که رد بشم میرسم به اون خونه ای که توی ایوونش مجسمه ماهی فلزی داره اونوقت تا انتهای مسیر 7 دقیقه بیشتر نمونده بعد هم باید برگشت، اونوفت کلا یک ساعت پیاده روی کردم.

این میوهای قرمز براق و خوشگل که شبیه تمشک میمونن آخه چرا اینقدر تلخند؟ هزار بار چشیدمشون و تلخ بودن .. با احتیاط این یکی رو هم امتحان میکنم شاید این فرق داشته باشه، نه این هم تلخه.
چندتا پروانه درشت دور و برم اینور وانور میرن ، یکیشون آروم روی شاخه میشینه اگر دستمو آروم جلو ببرم حتما میتونم بگیرمش ولی یکدفعه حس انساندوستیم گل میکنه ، اگروقتی داره سعی میکنه از دستم خلاص شه بالش بشکنه چی؟ صرف نظر میکنم. به انساندوستی خودم می بالم یا بگم پروانه دوستی ، دیگه به چی میبالم، چیزدیگه ای هم برای بالیدن مونده؟ اینکه هر روز با اینکه اصلا دلم نمیخواد ولی از تو رختخواب میام بیرون؟ اینکه یک ساعت پیاده روی میکنم؟ااینکه وقتی میخوام داد بزنم جلوی خودم رو میگیرم، اینکه سالم غذا میخورم؟ دیگه چی؟