دیدار..
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

دیرقته، میدونم، فردا باید ساعت 5 بیدار بشم،میدونم..ولی باید امروز رو ثبت کنم. ا برای اولین بار بعد از جدایی از "م" کسی رو ملاقا ت کردم.   برای اولین بار با یک اقای کانادایی ملا قات کردم. برای اولین بارکسی رو ملاقات کردم که دنبال شکار نمیگشت،برای گرفتن نیمده بود اومده بود که ببخشه...
حضورش اصلا سنگین نبود. وقتی خدا فظی کردیم ،واقعا دلم میخواست بغلش کنم ، و این فقط از روی محبت بود. .. یک boy freind  که نه ولی میتونه یک دوست خوب باشه.