درد

از درد اجتناب نکن ،در جستجوی مسکن  هم نباش ،سیاهیها را درآغوش بگیر و مزه مزه اش کن .بگذار ظلمات تو را ببلعد آرام آرام، تا جایی که با هم یکی شوید.آنگاه است که تاریکی زخمایت را خواهد شست.پل زدن  ممکن نیست فراموشی هم همینطور ،مگر آنکه بخواهی همه عمرت را در ترس سقوط در چاله های سیاه، سپری کنی.  اما  خورشید تو نه از آسمانی که به آن چشم دوخته ای بلکه  از دل سیاهترین  چاهی که از آن رویگردانی  طلوع خواهد کرد. باید از سیاهیها عبور کرد تمام و کامل ،با چشمان باز و از سر تا به پای آلوده. راه نجات تنهاهمین است و بس،باور کن.لبخند

;

   + ترانه - ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٧