خواب دیدم که
دیشب خواب دیدم که یه مسابقه ورزشیه و من رفتم استادیوم .آنچنان محو بازیها بودم که نوزاد روی پاهام رو بکلی فراموش کرده بودم . یکدفعه صدای گریه ش توجهم رو جلب می کنه ، میبینم که خیس عرقه وپوستش از کم آبی چروکیده شده.روی نوزاد رو با یک روسری ابریشمی پوشونده بودم انگار که بخوام از خودم و دیگران قایمش کنم.تو خواب بخودم میگم حتما بهش هوا نرسیده برای همینکه که طفلکی آب بدنشون از دست داده. بعد با عجله و دستهای لرزان شروع میکنم بهش آب دادن. سوراخ شیشه ای که بهش آب میدم تنظیم نشده یا من زیاد ماهر نیستم.گاهی آب بیشتر از اونی که لازمه از دهانه شیشه خارج میشه و گاهی کمتر .مدتی طول میکشه تا من و نوزاد به هماهنگی برسیم. نوزاد هی بزرگ و بزرگتر میشه و پوستش هی بازتر، تا اینکه دیگه از اون حالت چروکیدگی هیچ اثری نیست.
نظرات ()
