نه
تازگیها چقدر مردای توی خیاباون، توی پارک ،توی باغ وحش و توی همه جا شبیه تو اند. این تو یی که اینروزها اینقدر زیاد شدی یا قیافه شناسی منه که داره پسرفت میکنه؟ شاید هم برای اینه که هیچوقت اینهمه ازت بیخبر نبودم. اینکه قیافه شناسی من افتضاحه که درش شکی نیست یادته ؟ در تشخیص چینیها همیشه مشکل داشتم . حالا هم کافیه طرف پوست تیره ای داشته باشه،چهار شانه باشه ، موهاش مشکی وپرپشت باشه و مثل تو راه بره ،اونوقت درکسر کوچکی از ثانیه،کوچک اونقدر که مغزم فرصت دو دو تا چهار تا کردن پیدا نکنه ،میگم که تویی . فرض کن هم که تو باشی، که چی؟میدونی این روزها زیاداحساسم رو سبک وسنگین میکنم از خودم می پرسم که اگر میامدی؟اگر دوباره بودی؟ دلم میخواست حتی به اندازه خوردن یک قهوه روبروت بشینم؟ بعد چیزی اونجا بین بله و نه ای به نوسان درمیاد که کفه سنگینترش بطرف نه هست . نه از اون نه های که از روی مصلحت و اخلاق و اینجور چیزها باشه . نه واقعی نه ای که بخاطر خودش " نه" ست.
نظرات ()
