گم شده
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ تیر ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

باید یادش بیارم که منو چقدر دوست داره، حتما یادش رفته. باید محکم تکونش بدم که بیدار شه.باید توی چشماش مستقیم نگاه کنم ود بگم که هنوزم که هنوزه   هیچکس جای اونو تو قلبم نگرفته ، حتی برای یک لحظه....من دیوونه ام نه؟
اون رفته. برای همیشه رفته. اون دیگه متعلق به من نیست متعلق به خودش هم نیست. بدجوری گم شده.باید بهش بگم که اگر دستاشو به من بده هردو پیدا میشیم. بخاطر اون حاضرم یک بار دیگه بمونم، حاضرم یک بار دیگه دنبال کار بگردم.بخاطر اون حاضرم دور امریکا رفتن و همه راحتیهاشو خط بکشم. رفا بدون عشق ؟چقدر بی معنی. چرا دوستش دارم؟ نمیدونم. ...
دوستت دارم. ازم نپرس چرا. فقط دوستت دارم.میدونم که اینروزه دروغ ازت زیاد شنیدم. میدونم کاری که تو با من کردی هیچکس دیگه ای نمی کرد.ولی هنوز هم دوستت دارم.دیوونه ام نه؟
اره میدونم.