دوستی؟
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

پ معتقد بود که "م" بشدت افسرده هست و نیاز به کمک تخصصی داره . بهم توصیه کرد که تماسم رو باهاش قطع نکنم. اونقدر نگرانم کرد که شبونه بهش زنگ زدم و بهش گفتم باشه، دوست مینونیم.گفتم ازش هیچ کینه ای ندارم ، همه چیز تموم شده، بگذار مثل یک تا دوست در کنارت باشم بدون هیچ چشمداشتی. گفتم هر وقت دوست داشت بهم زنگ بزنه و .....
و این حرفها رو از ته دل زدم. بهش گفتم ترجیح میدم اونو با صد تا دختر ببینم ولی اینطری افسرده و نا امید نبینم....این هم آش جدیدی که پیام برای ما پخت.