خانم سوپروایزر سفید میشود

 خیلی خسته م  ولی تاخورشت کرفس خنک نشده و نگذارمش توی ییخچال نمیتونم برم بخوابم.  کوفته برنجی هم  درست کردم.همه خریدها رو هم کردم ،شیرینیها رو هم توی دیس چیدم. فردا فقط باید ۲جور  پلو درست کنم و مرغ. فکرش رو بکنید من امروز خانم سوپروایزر رو  در یک روز دوبار دیدم. ببینید دیگه، عجب شهری داریم ما. بار اول صبح  وقتی رفته بودم  ظرف یکبار مصرف  بخرم ، که بنظرم رسید خانم سوپروایزر پوستش حداقل دو سه درجه سفیدتر شده ، فکر کردم  علاوه برجراحی و ...حتما یک تکنولوژی جدید  هم  اومده که رنگ پوست رو روشن میکنه.  و بار دوم  عصر،  توی فروشگاه مارتینز دیدیمش .بیرون بارون تندی میومد و من هاچ و بچه هاچ  طوری  با طمانیه شانه به شانه قدم میزدیم که انگار داریم توی شانزه لیزه راه میریم من هم داشتم با صدای بلند در مورد مهمونی فردا و  اینکه نوشیدنی چی بخریم و اینا داد سخن میدادم که دیدم هاچ داره بهم  اشاره میکنه که و بعد  یکهو قیافش مثل عصا قورت داده ها شد. هر وقت  خانم سوپروایزر رو میبینه اینطوری میشه. بنظر من هم این خانم تا حدی به قول اینجاییها bossy یا رئیس ماب هست و لی اوقدرها  ترسناک نیست و این کاملامحتمله که در آینده باهاش دوست بشم.بار دوم که  دیدمش  همون رنگ همیشگی خودش بود. هاچ میگه حتما پودر برنج مالیده بوده.. .

   + ترانه - ٧:٤٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٧