دامن چین دار من
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ تیر ۱۳۸٦ : توسط : ترانه

موهامو کوتاه کردم ، پسرم  میگه شبیه یگ گربه شدم، اونهم نه یک بچه گربه ناز بلکه یک گربه خیلی معمولی . دامن چین دارم رو پوشیدم و وقتی باد زیر دامنم زد احساس کردم کلی جوون شدم . راستی آخرین باری که باد زیر دامن چین دارم زد کی بود؟
با اینکه خیلی دلم گرفته بود و موهامو که تو آینه دیدم بی اختیا ر به مرد ارایشگر لبخند زدم . این درواقع اولین باری هست که اینجا پیش آراشگر مرد میرم. بر خلاف تصورم اصلا turn onکننده نبود. ، حتی میتونم بگم وقتی یک خانوم موی آدم رو با ظرافت میشوره لذت بخشتره...
دیشب  توی چت روم با یک نفر آشنا شدم . ازم قول گرفته که فردا ببینمش، ساعت 7 تیم هوتونز. نمیدونم چرا باهاش قرار گذاشتم.امادکی شروع هیچی رو ندارم اون هم با یک پسر جوون . پیام معتقده روابط کوتا مدت حالم رو خوب میکنه باعث میشه خاطره "م" کمرنگ بشه.
خیلی خسته ام ، خسته،.. فکر کنم به یکم تفریح نیاز دارم. شاید بازهم دامن چین دارم رو بپوشم اینطوری حتما جوونتر بنظر میام. قول میدم اولین و اخرین بار باشه که میبنمش ، قبل از اینکه دل کسی تو سینه بلرزه. قول میدم.