دیشب با گریه از خدا خواستم اگر هنوز مجالی برای عاشق بودن هست ، " م" رو به من برگردونه. بعد امروز صبح زنگ زد که من برنداشتم . بعد هم که زنگ زدم نبود که براش پیغام گذاشتم.میخوام همه چیز رو به خدا واگذار کنم چون تازه متوجه شدم که احساس من به اون عشق بود.
+
ترانه - ٩:۳۱ ق.ظ ; دوشنبه ٤ تیر ۱۳۸٦