ت

یک اتفاق بامزه، برای اولین اصلا یادم نبود که امروز تولدمه. داشتم وبلاگ کسی رو میخوندم که میگفت  تولدشه که  یکدفعه یادم اومدامروز 28 دسامبره . و بعدش پیغمهای تلفنی از طرف خواهرهام که هیچوقت تولد من رو یادشون نمیره حتی اگر خودم یادم بره.. پارسال این موقع دوستام منو بردن سینما و بعدش رفتیم کافی شاب اگر اشبتاه نکنم. هاچ برام یک گردنبد و یک کرم زیر چشم کلینیک خرید. بعدهم  همه تعطیلات رو رفتیم فلوریدا . همه جاده ها پر از برف بود. بعضی ماشینها توی برف گیر کرده بودن.اونجا که رسیدیم هم هوا  خنک بود نمیشد رفت توی آب. رفتیم یک جایی که ساحلش پر از  حیوانات دریایی عجیب و غریب بود کلی صدف جمع کردیم . هرکس از جلوی در اتاق رد میشد پاپی پارس میکرد، تا صبح نمیگذاشت بخوابیم. توی هیچکدوم از عکسهایی که انداختیم خوشحال نیستم.

عصری میرم برای خودم گل میخرم. دیگه چی؟آهان یک گیفت کارت 25 دلاری مارشال هم دارم راستی.لبخند 

زندگی هنوز هم رسم خوشایندیه حتی اگر آدم تولدش رو تنهایی جشن بگیره.

   + ترانه - ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠