۱-امروز با ماشین جدیدم تفریبا گم شدیم. این شهر اونقدر کوچکه که تا بجنبی میبینی از شهر بغلی سر درآوردی.

۲-چه حس خوبیه که مادر شوهرم قبل از هرچیزی یک زنه و در جبهه من. چه حس خوبیه که اون اینقدر خوب میفهمه. باید هم بفهمه آخه زنبور عسل نسخه ضعیفی از پدرشه،همون مردی که اون بیشتر از ۱۰ماه نتونسته بود تحملش کنه.  

 ۳-دلم برای بعضی ها بدجوری می سوزه.واقعا آدمها چند درصد مسول اون چیزیندکه هستند؟

۴-دیگه وقت تلف کردن توی فروشگاهها  بسه.زود باش.

               

   + ترانه - ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦