ی

عصبانیم. از اینکه باید فردا برم سر کار. از میتینگ فردا هم عصبانیم. از اینکه باید به انگلیسی حرف بزنم و بنیوسم هم همینطور. از هاچ عصبانیم برای زنگ نمیزنه و پاپی رو نمیاره ببینم. دیگه؟.. از مامان و بابا که رفتن و من رو تنها گذشتن هم عصبانیم. از خودم عصبانیم که خودم رو در این موقعیت قرار دادم . از پسرک هم تاحدی عصبانیم ...و از اینکه باید شام بپزم و از اینکه عدس قرمز توی خونه نبود و از اینکه اینهمه وقتم امروز تلف شد .و از اینکه کردیتهایی رو که لازم دارم بگیرم اینهمه نا مفهوم نوشته و چیزی ازش سر در نمیارم ...دیگه ؟از دست مدیرمون هم عصبانیم با اون ریش درازش .

   + ترانه - ٤:٢٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠