اولین روز رسمی مدرسه
روز خوبی بود. یا بهتره بگم من امروز خوب بودم.خندان، دوستانه و پر انرزی.
منکه پارسال منتظر بودم تا سر ساعت 4 و نه یک دقیقه اونورتر از در بپرم بیرون امروز حتی یک بار ساعت رو برای رفتن چک نکردم. وقتی چک کردم که 4:30 بود. از این به بعد زمان رفتن بر مدار ساعت نمیگرده بر مدار کارهایی میگرده که قراره انجام بشه هرچقدر میخواد طول بشکه.کار خیلیه مسئولیت زیاده . خوشحالم و احساس خیلی خوبی دارم.
لیست بچه هایی که قراره باهاشون کار کنم گرفتم . پرونده ها هنوز انلاین نیست. اگر تنبلیم نیاد فردا زود میرم پرونده های کاغذیشون کپی میگیرم.
یک خانم ایرانی هست. 12 ساله اینجا کار میکنه. لبخند نمیزنه اصلا.
فردا قراره با اتوبوسهای مدرسه بریم جنگل. همه قرمز می پوشن. میخوام برم از تی جی مکس تی شرت قرمز بخرم.
نظرات ()
