ی
از دست خودم عصبانیم .مدیریت وقت و زمانم افتضاحه. شب تا نصف شب الکی بیدار میمونم و صبحش خسته و خواب آلودم بیدار میشم..بی برنامه حرکت می کنم وقت میگذرم روی چیزهایی که لازم نیست و تصمیم گریهای ساده رو طول میدم. مثلا میخوام وسائل بخرم هزار تا سایت رو هی دوباره و دوباره بدون اینکه تصمیم بگیرم چک میکنم . برای خوندن یا گوش دادن به چیزهایی که مورد علاقه ام نیست بسیار کم حوصله ام. . دیشب تا 3 بیدار موندم مثل بچه ها لباسهای جدیدم رو امتحان کردم.این وضع باید تغییر کنه . از فردا که کار شروع بشه حتما تغییر هم میکنه. باید ذهنم از خواب بیدار بشه. احتیاج به دقت و تمرکز داردم.احتیاج دارم خودم رو تکون بدم و درست حرکت کنم و خودم رو از باتلاق تصمیمیگریهای کوچک بکشم بیرون و زندگی کنم.احتیاج دارم که وقتم رو صرف چیزهایی کنم که واقعا ارزشش رو دارن.این وقت تلف کردنها برای من یکجور تخدیره. اینکه یک عالمه وقت بگذارم توی اینترنت دنبال وسائل خونه بگردم و آخرش تصمیم نگیرم و فردا دوباره همون کار رو تکرار کنم..برای اینکه کارهای لازم رو انجام ندم. اما الان واقعا از انجام چه کاریه که طفره میرم، چه کاری الان لازمه؟
پسرک هنوز ازمیجری که انتخاب کرده مطئمن نیست . اینجا مثل ایران نیست که بچه ها یک رشته انتخاب میکنن و هزار سال محکومن که همون رو ادامه بدن . همیشه این فرصت رو دارن که میجرشون روعوض کنن. به من میگه که مامان اگر الان 18 سالت بود و توی آمریکا بودی چه شغلی رو انتخاب میکردی؟ من از این سوالها خیلی خوشم میاد. درست مثل این میمونه که بهم بگن مثلا اگر یک میلیون دلار داشتی چکار میکردی. خیلی فکر میکنم و به این نتیجه میرسم که نهایتا دلم میخواست توی دانشگاه تحیقیق و تدریس کنم و بنویسم توی زمینه هایی که مربوط بشه به علوم رفتاری، کارکردهای مغزی ،روانشناسی،انسانشناسی و جامعه شناسی و اینجور چیزها.. .
سوال خوبیه نه؟ شمابه این فکر کردین اگر یکبار دیگه بدنیا میومدین و اینور دنیا بودین و آزادی کامل داشتین چی میخوندین و چه شغلی رو انتخاب میکردین؟
نظرات ()
